دیوونه - تاریخ: 1392/6/16 ساعت: 4:44
 کیانا این سومین خواهشیه که دارم ازت میکنم ..... ببین  از همه دنیا میگزرم فقط تو بیا ...فقط همین ....  ازم بدت میاد باشه اشکال نداره ....فقط بیا یاهویی چایی بهم بگو هستی و بعدش برو همین ..تنها خواستم اینه .......فقط بیا   تروخدا این ی کارو بکن .....فقط همین .....  
بی کسی - تاریخ: 1392/5/18 ساعت: 5:38
کیانا تروخدا اگه داری این مطلبو میخونی ...   بدون که خیلی دلتنگتم کلا دارم دیوونه میشم   اگه هستی و میخونی تروخدا بهم خبر بده   هر چی باشه میگزرم فقط ی خبر کوچیک   از این که هستی   تروخدا جان حسین 
دوستت دارم کیانا چه باشی چه نباشی - تاریخ: 1392/3/20 ساعت: 3:48
اگر دریای دل آبیست تویی فانوس زیبایش  اگر آیئنه یک دنیاست تویی مفهوم و معنایش  تو یعنی دسته ای گل را از آن سوی افق چیدن  تو یعنی پاکی باران تو یعنی لذت دیدن  تو یعنی یک شقایق را به یک پروانه بخشیدن  تو یعنی از سحر تا شب به زیبایی درخشیدن  تو یعنی یک کبوتر را زتنهایی رها کردن  خدای آسمان ها را به آرا...
قول بده - تاریخ: 1391/11/14 ساعت: 23:54
 تمام خستگی هایت را یکجا میخرم ! تو فقط قول بده ... صدای خنده هایت را به کسی نفروشی ...!  
وحشی - تاریخ: 1391/11/14 ساعت: 23:55
 مثل لیوانی شده ام که لبه اش پریده است ... تشنه که شدی ...! مراقب باش ! عجیب وحشی ام  .!.!.!    
عادت - تاریخ: 1391/10/16 ساعت: 1:56
   بعد از مدتها دیدمش    دستامو گرفت و گفت:دستات چقدر تغییر کرده..!!   خودمو کنترل کردم و فقط لبخند زدم،تو دلم گریه کردم و گفتم:   بی معرفت،دستای من تغییر نکرده    دستات به دستای اون عادت کرده  
شکسته دل - تاریخ: 1391/10/15 ساعت: 2:53
  آزارم میدهی ؛ به عمد ...یا غیرعمد خدا میداند... اما من آنقدر خسته ام , آنقدر شکسته ام که هیچ نمی گویم ... حتی دیگر رنجیدن هم از یادم رفته است ... اشک میریزم... سکوت میکنم و تو ... همچنان ادامه میدهی... نفرینت هم نمی کنم ... خیالت راحــتـــــ . . . شکســـــته ها نفرین هم بکــنند ، گیرا نیســـت …! ن...
لبخند - تاریخ: 1391/10/15 ساعت: 2:54
یک لبخندم را بسته بندی کرده ام برای روزی که اتفاقی تو را می بینم انقدر تمیز میخندم که به خوشبختی ام حسادت کنی...
بیدارم نکن - تاریخ: 1391/10/15 ساعت: 2:16
    خدایا امشب خیلی خسته ام        فردا صبح بیدارم نکن...         
حواست به دلت باشد - تاریخ: 1391/10/15 ساعت: 2:05
  ﺣــــﻮﺍﺳﺖ ﺑـﮧ ﺩﻟﺘــ ﺑﺎﺷﺪ . . .ﺁﻥ ﺭﺍ ﻫـ ــﺮﺟﺎﯾـﮯ ﻧﮕــﺬﺍﺭ! ﺍﯾــﻦ ﺭﻭﺯﻫــﺎ ﺩﻝ ﺭﺍ ﻣﯿــﺪﺯﺩﻧﺪ . . . ﺑــﻌﺪ ڪﮧ ﺑﮧ ﺩﺭﺩﺷـــﺎﻥ ﻧـﺨــﻮﺭﺩ ﺟـﺎﯼ ﺻـــﻨﺪﻭﻕ ﭘـﺴﺘـــ ﺁﻧــ ــﺮﺍ ﺩﺭ ﺳﻄﻞ ﺁﺷـــﻐﺎﻝ ﻣﮯ ﺍَﻧﺪﺍﺯﻧﺪ ! ﻭ ﺗــﻮ ﺧﻮﺑــ ﻣـﯿﺪﺍﻧﮯ ﺩﻟﮯ ﮐﻪ ﺍَﻟﻤﺜﻨﮯ ﺷﺪ! ﺩﯾــﮕﺮ ﺩِﻟــــ ﻧﻤـﯿﺸﻮﺩ....      
باور - تاریخ: 1391/9/17 ساعت: 18:09
  چگونه بفرستم باورم را برای تو   تا باور کنی از یاد بردنت کار من نیست      
تنها - تاریخ: 1391/9/12 ساعت: 2:21
دیگر تنهاییم را با کسی قسمت نخواهم کرد . . . یک بار قسمت کردم چندین برابر شد !     اینجا نیستی ؟ تو اینجا نیستی ! تنهای تنها ، با سکوتی سخت درگیرم و می دانم ، نیایی ، در  غروبی  سرد و غمبار و پر از تردید می میرم !   مثل آن مسجد بین راهی تنهایم . . . هر کس هم که می آید مسافر است میشکند . . . هم نمازش...
عطر تو - تاریخ: 1391/8/27 ساعت: 2:16
چه زیباست بخاطر تو زیستن و برای تو ماندن و به پای تو مردن و به عشق تو سوختن و چه تلخ وغم انگیز است دور از تو بودن برای تو گریستن و به عشق و دنیای تو نرسیدن ای کاش می دانستی بدون تو مرگ گواراترین زندگی است بدون تو و به دور از دستهای مهربانت زندگی چه تلخ و ناشکیباست ای کاش می دانستی مرز خواستن کجاست و...
سکوت کن - تاریخ: 1391/8/22 ساعت: 1:22
سکوت کن نازنین سکوت کن فریادت را چنین جماعت منگ جز به سکوت بر نخواهند تافت آغوشت را فروگیر مهربان بازوانت را فروگیر نوازشی نکرده دستانت را قطع می‌کنند تا نوازشی نکنی      
بهانه - تاریخ: 1391/8/22 ساعت: 1:15
گاهی دلت بهانه هایی می گیرد که خودت انگشت به دهان می مانی... گاهی دلتنگی هایی داری که فقط باید فریادشان بزنی اما سکوت می کنی گاهی پشیمانی از کرده و ناکرده ات... گاهی دلت نمی خواهد دیروز را به یاد بیاوری انگیزه ای برای فردا نداری و حال هم که... گاهی فقط دلت میخواهد زانو هایت را تنگ در آغوش بگیری و گو...
حوا - تاریخ: 1391/8/19 ساعت: 15:47
  خدایا...دهانم را بو کن!...ببین...بوی سیب نمیدهد! من هیچ وقت حوایی نداشتم که برایم سیب بچیند! میدانی یک آدم بدون ِحوایش چقدر تنها میشود؟! میدانی محکوم بودن چقدر سخت است وقتی که گناهی نکرده باشی و حتی سیبی را نبوییده باشی؟! میدانی حوای بعضی از آدم هایت میگذارند و میروند؟! میدانی که میروند و جلوی چشم...
خداحافظ زندگی من - تاریخ: 1391/8/19 ساعت: 15:28
  عاشق شدم همانند پرنده در قفسی كه عاشق آزادیست   عاشق شدم همانند آن شقایق تنهایی كه عاشق عطر افشانیست   عاشق شدم و در اتش این عشق خاكستر شدم   سوختم از بی وفایی ها همانند ققنوسی كه برای زندگی دوباره  میسوزد   اما من نه برای زندگی دوباره بلكه برای وصال یار سوختم   عاشق شدم همان قدر كه هیچ كس عاشق من...
نخواست - تاریخ: 1391/8/19 ساعت: 15:33
  خبر به دورترین نقطه‌ی جهان برسد  نخواست او به منِ خسته بی‌گمان برسد شکنجه بیشتر از این که پیش چشم خودت کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد؟ چه می‌کنی اگر او را که خواستی یک عمر به راحتی کسی از راه ناگهان برسد ... رها کنی، برود، از دلت جدا باشد به آنکه دوست‌ترش داشته ... به آن برسد رها کنی بروند و دو...
بی پناه - تاریخ: 1391/8/19 ساعت: 16:13
باز هم مثل همیشه که تنها میشوم     دیوار اتاق پناهم میدهد     بی پناه که باشی قدر دیوار را میدانی !    
خاطرات گذشته - تاریخ: 1391/8/12 ساعت: 23:31
دیشب را تا صبح بدنبالت گشتم لابه لای تمام خاطرات گذشته... تمام خوابهایم را  ورق زدم... لحظه به لحظه اش را... رد پایت همه جا جاریست... اما... دوباره تکرار داستان همیشگی نبود تو و انتظار من...!!! امروز را هم دوباره دنبالت می گردم......مثل همه روزهای نبودت!!! امروز هم سراغت را از تمام برگ ها می گیرم......