دوست دارم تنها باشم , با خیالی ؛ خالی از با تو بودن ها , دوست دارم به یاد آن روزهای گذشته, در خلوتی کنج آرام این اتاق خالی , به یاد آن روزگاران , خاطراتم را یاد کنم __
دیگر تنهاییم را با کسی قسمت نخواهم کرد . . .
یک بار قسمت کردم چندین برابر شد !

اینجا نیستی ؟
تو اینجا نیستی ! تنهای تنها ، با سکوتی سخت درگیرم و می دانم ،
نیایی ، در غروبی سرد و غمبار و پر از تردید می میرم !

مثل آن مسجد بین راهی تنهایم . . .
هر کس هم که می آید مسافر است میشکند . . .
هم نمازش را ، هم عهدش را هم دلم را . . .
و می رود . . .

برچسب:
نویسنده: khat_khati