رفتنت
-
تاریخ: 1391/7/8 ساعت: 22:07
رفتنت مانند کشیدن ناخنیست بر تخته سیاه دلم گوشهایم را میگیرم........ نمیخواهم صدای قدمهایت را که از من دور میشوند بشنوم تو رفته ای و از تو تنها خط خطی هایت را دارم......
عشق سرد
-
تاریخ: 1391/7/8 ساعت: 22:07
مرا باش که خیال میکردم مثل من با احساسی ، عشق را میفهمی و همیشه عاشقم میمانی تو معنی عشق را نمیدانی ، تو حتی کاری کردی که من نیز دیگر معنی عشق ندانم، عشق را با نگاهی سرد ببینم مهدی لقمانی
عشق خیابانی
-
تاریخ: 1391/7/8 ساعت: 22:08
روزگاريست همه عرض بدن مي خواهند همه از دوست فقط چشم و دهن مي خواهند ديو هستند ولي مثل پري مي پوشند گرگ هايي كه لباس پدري مي پوشند آنچه ديدند به مقياس نظر مي سنجند عشق ها را همه با دور كمر مي سنجند خب طبيعيست كه يكروزه به پايان برسد عشق...
آرزوی با تو بودن
-
تاریخ: 1391/7/8 ساعت: 22:08
یــادم بــاشـــد ، امشب بعضی از آرزوهایم را دَم ِ در بگذارم تــا رفتگـــر ببــــرد ! بیچــاره او ما بقــی را هم نقــدا" بــا خود بــه گور می بـــرم ما بقــی همــان " آرزوی بــا تــو بودن " است نتــرس جانکم حتــی آرزوی ِ داشتنت را هم بــه کســی نمی دهم
چه زود دیر شد
-
تاریخ: 1391/7/8 ساعت: 22:09
زمان می گذرد و در انتهای راه می فهمی چقدر حرف نگفته در دل باقی ماند. حرفهایی که می توانست راهی به سوی عشق باشد. حرفهای ناتمامی که در کوچه های بن بست زندگی اسیرند. ناگهان لحظه غربت می رسد و تو در میابی که چقدر زود دیر شده...
بگذار منتظر بمانند
-
تاریخ: 1391/7/8 ساعت: 22:09
میدانی؟ یک وقتهایی باید روی یک تکه کاغذ بنویسی تعطیل است! و بچسبانی پشت شیشه ی افکارت باید به خودت استراحت بدهی دراز بکشی دستهایت را زیر سرت بگذاری به اسمان خیره شوی و بی خیال سوت بزنی در دلت بخندی به تمام افکاری که پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند انوقت باخودت بگویی بگذار منتظر بمانند!
پاییز
-
تاریخ: 1391/7/8 ساعت: 22:10
وقت خریدن لباس های پاییزی دقت کنید : لباس هایی با جیبهای بزرگ به اندازه ی دو دست ! شاید همین پاییز عاشق شُدید . . . * * * وقتی برگ های پاییز رو زیر پات له می کنی، یادت باشه روزی بهت نفس هدیه می کردن ...
پرواز
-
تاریخ: 1391/7/8 ساعت: 22:10
همه در حسرت یک پروازند من به پرواز نمی اندیشم به تو می اندیشم تو که زیباتر از اندیشه یک پروازی
چمدان
-
تاریخ: 1391/7/8 ساعت: 22:11
یک نفر مرا در ایستگاه شب جا گذاشته است درست مثل چمدانی که تو جا گذاشته ای پیش من برای من نه برای چمدانت برگرد!
حسرت یافتن
-
تاریخ: 1391/7/8 ساعت: 22:11
به یادت هستم ، حتی اگر قرار باشد شبی بی چراغ در حسرت یافتنت ، تمام کوچه ها را بگردم . . . یکرنگ بمان ، حتی اگر در دنیایى زندگی می کنی که مردمش براى پررنگ شدن حاضرند هزار رنگ باشند . . .
دلتنگ
-
تاریخ: 1391/7/8 ساعت: 22:13
به سلامتی اونایی که.....
-
تاریخ: 1391/7/8 ساعت: 22:13
به سلامتی اون دلی که هزار بار شکست ولی دل شکستن بلد نیست. به سلامتی اونایی که چه عشقشون پیششون باشه چه نباشه . چشمشون مثل فانوس دریایی نمیچرخه. به سلامتی اونایی که تو اوج سختیها بجای اینکه ترکمون کنن درکمون میکنن. به سلامتی اونایی که بی کس هستن ولی ناکس نیستن. به سلامتی اسمون که با اون...
حس پوچ
-
تاریخ: 1391/7/8 ساعت: 22:14
ترکتــــ میکنـــــم و تنهایتـــ میگـــ ــذارم... تا بیـــ ــش از این انرژی اتـــــ را صرف نکنــــــ ـی برایــــ... صـــ ــادقانه دروغ گفتــ ــن.. خالـ ـــصانه خیانتـــــ کردن و عاشـــ ــقانه بی وفایـــــی کردنـــ... و چه حس پوچـــــی بود که میپنداشـــــتم لایــــــق اعتمــــادی....
خدا
-
تاریخ: 1391/7/8 ساعت: 22:16
خدایا نمیدانم چگونه است که برایش اینگونه دلتنگم در حالیکه او حتی مرا نمیبیند!
دلنوشته
-
تاریخ: 1391/7/8 ساعت: 22:16
همه چیز را میتوان حاشا کرد جز عطری که او در زندگیت بر جا گذاشته . . . با سر زمین خوردم نمیدانم چرا دلم شکست! . . . ای فرهاد ! کوه کندن را بیخیال شو و برگرد این روزها شیرینت با مجنون همخانه شده است! . . . مثل اسمان میمانی ! دوستت دارم اما نمیتوانم داشته باشمت!!! . . . جدیدا خیانت یک اشتباه است ...
نگاه
-
تاریخ: 1391/7/8 ساعت: 22:17
نگاه تو انعکاس گرفتگی صامت صدای یک فریاد است پس نگاه کن! بگذار من در سکوت نگاه تو تراژدی مرگ همه ی فریادها را تجربه کنم . . . این روزها باهرکه دوست میشوم احساس میکنم انقدر دوست بوده ایم که دیگر وقت خیانت است! . . . تنهاییم عمیق است ...
کوچ
-
تاریخ: 1391/7/8 ساعت: 22:18
کوچ پرندگان به من اموخت وقتی هوای رابطه سرد است باید رفت.........
سکوت مرگبار
-
تاریخ: 1391/7/8 ساعت: 22:18
نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش تا که پی در پی دم گرم خویش را بر گلویم سخت بفشارد و سراب خفتگان خفته را آشفته تر سازد تا بدین سان بشکند دائم س...
رهگذر
-
تاریخ: 1391/7/8 ساعت: 22:19
آنکس که میگفت دوستم دارد عاشقی نبود که به شوق من آمده باشد رهگذری بود که روی برگ های پاییزی راه میرفت واین صدای: خش خش برگ ها همان آوازی بود که من گمان میکردم میگوید: دوستت دارم
اعتراف
-
تاریخ: 1391/7/8 ساعت: 22:19
فریاد زدم دوستت دارم صدایم را نشنیدی! اعتراف کردم که عاشقم ، جرم مرا باور نکردی! گفتم بدون تو میمیرم ، لبخندی تلخ زدی ! از دلتنگی ات اشک ریختم ، چشمهای خیسم را ندیدی! چگونه بگویم که دوستت دارم تا تو نیز در جواب بگویی که من هم همینطور! چگونه بگویم که بی تو این زندگی برای...